این روزها دست و دلم به ترانه نمی رود! اگر این بغض را به دخیل چشمانت گره می زنم! اگر برای سرودن چشمانت تمام ترانه های عاشقانه را دوره می کنم تمام کلمات بکر دست نخورده را! اگر بهانه می آورم که واژه ها لایق تو نیستند ... نه اینکه سوار دیگری از صحرای ترانه ام گذشته باشد نه! باور کن در این آشفتگی مدام کمی فقط کمی دلم برای چشمانت تنگ شده! تو می دانی بخواهم یا نه در هر ترانه ای ردپای تو هست! فقط گاهی عشق سکوت می کند!
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 توسط آرش | لينك ثابت
|
رانده شده
سلام عزیزم به وبلاگ عاشقونه من خوش اومدی نظر یادت نره از سایت من هم دیدن کنید www.bahone.ning.com