عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
به چه مي خندي تو؟
به مفهوم غم انگيز جدايي؟
به چه چيز؟
به شکست دل من يا به پيروزي خويش؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟
يا به افسونگري چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟
به دل ساده من مي خندي که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟
خنده دار است، بخند...
امروز خیلی بی بهونه دلم هواتو کرده صدات تو گوشم پیچیده یاد خوشی هامون افتادم یاد روزای شادیمون یاد زمانی که با عشق بهم میگفتی که دوسم داری یاد شب هایی که به عشقم باهام بیدار میموندی تا تو تنهایی شب را به صبح نرسونم یاد اون وقت هایی که میگفتی واست هر کاری میکنم یاد اون لحظه هایی که ذره ذره تو قلبم ریشه میزدی امروز خیلی بی بهونه واسه دل تنگیهام گریه کردم واسه دوری هامون دلم میخواست باهات حرف بزنم و بگم که چقدر دلتنگتم دلم میخواست گریه هامو بشنوی دلم میخواست تو همون لحظه ای که بهت نیاز دارم پیشم باشی امروز خیلی بی بهونه تنها موندم امروز هر چقدر با خودم ، با دلم خلوت کردم و واسه دلم توضیح دادم که واسش وقت نداری بیشتر دلتنگت شد. کاش آدما واسه هم بیشتر وقت داشتن کاش آدما تنهایی همدیگه را میفهمیدن کاش آدما دلتنگی همدیگه را درک میکردن کاش آدما واسه دل تنگی های هم جون میدادن کاش آدما بی بهونه عاشق میشدن ، بی بهونه دوست میداشتن ، بی بهونه دلتنگ هم میشدن و بی بهونه واسه هم میمردن امروز بی بهونه دلم هواتو کرده بی بهونه دلم داره میپوسه بی بهونه احساس تنهایی میکنم بی بهونه دارم اشک میریزم بی بهونه ................................
صدات تو گوشم پیچیده
یاد خوشی هامون افتادم
یاد روزای شادیمون
یاد زمانی که با عشق بهم میگفتی که دوسم داری
یاد شب هایی که به عشقم باهام بیدار میموندی تا تو تنهایی شب را به صبح نرسونم
یاد اون وقت هایی که میگفتی واست هر کاری میکنم
یاد اون لحظه هایی که ذره ذره تو قلبم ریشه میزدی
امروز خیلی بی بهونه واسه دل تنگیهام گریه کردم
واسه دوری هامون
دلم میخواست باهات حرف بزنم و بگم که چقدر دلتنگتم
دلم میخواست گریه هامو بشنوی
دلم میخواست تو همون لحظه ای که بهت نیاز دارم پیشم باشی
امروز خیلی بی بهونه تنها موندم
امروز هر چقدر با خودم ، با دلم خلوت کردم و واسه دلم توضیح دادم که واسش وقت نداری بیشتر دلتنگت شد.
کاش آدما واسه هم بیشتر وقت داشتن
کاش آدما تنهایی همدیگه را میفهمیدن
کاش آدما دلتنگی همدیگه را درک میکردن
کاش آدما واسه دل تنگی های هم جون میدادن
کاش آدما بی بهونه عاشق میشدن ، بی بهونه دوست میداشتن ، بی بهونه دلتنگ هم میشدن و بی بهونه واسه هم میمردن
امروز بی بهونه دلم هواتو کرده
بی بهونه دلم داره میپوسه
بی بهونه احساس تنهایی میکنم
بی بهونه دارم اشک میریزم
بی بهونه ................................
اندكي بدي در نهاد تو
اندكي بدي در نهاد من
اندكي بدي در نهاد ما...
و لعنت جاودانه بر تبار انسان فرود مي آيد
آب ريزي كوچك به هر سراچه
هرچند كه خلوت گاه عشقي باشد
شهر را
از براي آن كه به گنداب درنشيند
كفايت است!
سلام عزیزم به وبلاگ عاشقونه من خوش اومدی نظر یادت نرهاز سایت من هم دیدن کنیدwww.bahone.ning.com